Super User
هکر، شبکهکار و برنامهنویس پایتون — اینجا جایی برای تکنولوژی و اخلاق
میخواهم «X» باشم یا «X» را یاد بگیرم؟
خیلی وقت ها سوال اصلی این نیست که «چگونه X رو یاد بگیرم» بلکه اینه که «من می خوام X باشم». وقتی کسی می پرسه «چطوری می تونم کرنل رو توسعه بدم» واقعا منظورش این نیست که «من می خوام چند سال برنامه نویسی یاد بگیرم و ساعتهای طولانی در روز لیست پستی کرنل رو بخونم و سوادم رو بالا ببرم و یک بخش حوصله سر بر ولی مفید (مثلا مهندسی معکوس پروتکل یک کارت شبکه بی سیم غیرمرسوم و پیاده سازی اون به زبان سی) رو انجام بدم و بعد سعی کنم یک نفر دیگه رو قانع کنم که این بخش رو قبول کنه و به توروالدز پیشنهاد بده» بلکه منظورش اینه که «من می خوام خفن باشم، راه ساده ای داره؟». همین مساله در مورد دنیای هک هم هست. یک هکر کلاه سفید به شکل طبیعی کسی است که ساعت ها و روزها و ماهها وقت می ذاره و می گه فلان لوپ در فلان روتین خاص شاید فلان مشکل رو داشته باشه یا کلی وقت می ذاره یک قرارداد تست نفوذ می بنده و بعد از روی یک لیست بلند بالا یکی یکی حالت های مختلف نفوذ رو روی یک نرم افزار تست می کنه و گزارشی تایپ می کنه که توش می گه چه مشکلات امنیتی در این نرم افزار هست و طبق قرارداد پولش رو می گیره یا شغلش اینه که کلی فرمور کلی روتر رو آپدیت کنه و این چیزها ولی خیلی ها دنبال تصویری غیر واقعی هستن که توش نصفه شب ها بیدارن و کار می کنن (و خوابشون هم نمی یاد و خسته هم نیستن) و می تونن به ایمیل همه مردم دنیا دسترسی داشته باشن و هر حساب بانکی که خواستن رو هک کنن و غافلن از اینکه اصولا در دنیا چنین آدمی وجود نداره. خلاصه اینکه نکته اول اینه که بدونیم اصولا آیا سوال اینه که «چطور فلان چیز رو یاد بگیرم» یا سوال اینه که «می خوام فلان چیز باشم، راه ساده ای هست؟».
نظرات
ارسال یک نظر